![]()
اعتیاد یكی از بغرنج ترین مسایل انسان و تهدیدی جدی برای سلامت جسمی و روانی جوامع بشری است كه تدریجاً به یك نگرانی عمده برای ملت ها و دولت ها تبدیل شده است.
كنترل اعتیاد مستلزم برنامه ریزی صحیح و صرف بودجه های هنگفت می باشد كه در دو بخش كاهش عرضه و كاهش تقاضا صورت می گیرد . در بحث كاهش تقاض ، پیشگیری یك مقوله فوق العاده مهم است كه به دلیل كارایی ، اثر بخشی و مقرون به صرفه بودن از جایگاه ویژه ای در كنترل اعتیاد برخوردار است .
پیشگیری، استراتژی ها و فعالیت های آن در جهان روز به روز در حال دگرگونی ، پیشرفت و پیمودن مسیر تكامل هستند تا با رسیدن به حداكثر كارایی، حداقل میزان رشد اعتیاد را برای جوامع به ارمغان آورند. در برنامه های پیشگیری توجه به عوامل محافظت كننده و خطر ساز اعتیاد یك اصل اساسی بوده و برنامه ریزی بر مبنای آنها صورت گرفته است.
تاب آوری چیست؟
ادامه مطلب
پخش میگردد . شما را به دیدن این برنامه دعوت مینماییم .
با تشکر مهرداد بوجاریان .

خبرگزاری ایلنا - براساس جدیدترین اعلام دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران، کشور ما دارای دومین مقام در شیوع مصرف مواد مخدر است. افغانستان در مقام نخست و پاکستان نیز در مقام سوم قرار دارد.
به گفته نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران (UNODC) رقم میزان شیوع مصرف در ایران 2 / 26 و نشاندهنده تعداد مصرفکنندگان مواد مخدر در مقایسه با جمعیت است.
"آنتونیو دلئو"، در نشست خبری به منظور معرفی گزراش تجارت جهانی مواد افیونی افغانستان، نقش توافقات بینالمللی و ارائه آمار و اطلاعات دقیق از سوی کشورها به دفتر متبوع خود را راه موثری در راستای پیشگیری از گسترش مصرف مواد مخدر دانست.
پیشگیری از ایدز
دلئو در بخشی از این نشست مطبوعاتی در پاسخ به سئوالی در مورد همکاریهای UNODC با ایران در زمینه برنامههای پیشگیری از گسترش ایدز گفت: «UNODC از ده سال گذشته همکاری خوبی در راستای پیشگیری از ایدز شروع کردهاست.»
به گفته وی؛ در ایران 70 درصد موارد مشخص شده مبتلایان به ایدز معتادان تزریقی هستند.
نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران افزود: از سال 2001 و 2002 بین UNODC و سازمان زندانها یک پروژه آزمایشی با هدف کنترل و کاهش نرخ شیوع ایدز در زندانها شروع شد، در پی این اقدام یکسری برنامههای دیگر نیز در قالب کلینیکهای مثلثی در این زمینه آغاز شد که درمان و نگهداری معتادان با متادون، حرفه آموزی در زندان و اقدامات روانی و اجتماعی و برنامههای کاهش آسیب از جمله آنهاست.»
به گفت؛ه وی دانشگاه کیوتو ژاپن نیز این پروژه را بسیار مثبت ارزیابی کرده و این اقدامات در زندانهای کشور گسترش یافت.
نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران گفت: با اجرای
این برنامهها شیوع ایدز کنترل شده و میزان شیوع از 3 / 6 در سال 2004 به 1 / 4 در سال 2010 رسید.
نماینده UNODC در ایران یادآوری کرد: در این زمینه از برنامههای ملی درمان و بازپروری معتادان به مواد مخدر حمایت میکنیم.
فعالیت نهادهای غیردولتی
همچنین دلئو در مورد فعالیت بیش از 100 نهاد غیر دولتی (NGO) در حوزه ترک اعتیاد گفت: شیوه عمل UNODC حمایت از NGOها و ظرفیتسازی در این زمینه است.
نماینده دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ایران در این نشست مطبوعاتی گزارشی را از جدیدترین پژوهش UNODC که 6 مرداد توسط دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل رونمایی شده ارائه داد.
براساس این پژوهش افغانستان همچنان بزرگترین منبع تجارت غیر قانونی تریاک و هروئین و درآمد آن از این تجارت در سال 2009 به حدود 68 میلیارد دلار رسیدهاست؛ این رقم از تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورها بیشتر است.
مصرف مواد افیونی در افغانستان و کشورهای همسایه طی دهه گذشته افزایش چشمگیری داشتهاست.
از 123هزار هکتار زمین تحت کشت تریاک حدود 35 هزار هکتار تنها برای مصرف منطقه زیر کشت تریاک رفته اما اکنون تریاک افغانستان به بازارهای مصرف در آسیای شرقی رسیدهاست.
از سوی دیگر گرایش مهم دیگر افزایش تولید و جریان تجارت هروئین است.
یکی از اصلیترین پیشسازهای تولید هروئین ماده شیمیایی به نام استیک انیدریک است که به افغانستان قاچاق میشود.
آمارهای UNODC نشان میدهد که در سال 2009 حدود 38 تن از این ماده شیمیایی به جنوب افغانستان که عمده محلهای تولید هروئین در آن قرار دارند، وارد شدهاست.
بر اساس گزارش UNODC در همین سال حدود 300 تا500 آزمایشگاه حدود 380 تن هروئین تولید کردهاند.
بر اساس برآورد این گزارش در سال 2009 حدود 150 تن از هروئین افغانستان به اروپا و 120 تن به آسیا و 45 تن به افریقا رسیده است. گروههای جنایت سازمان یافته بینالمللی اکثر درآمد 68 میلیارد دلاری این تجارت را از آن خود کردهاند.
دلئو تاکید کرد: «قاچاقچیان مواد مخدر از وضعیت ناامن استانهای هلمند، قندهار و نیمروز در جنوب افغانستان سوء استفاده میکنند.»
منبع : کنگره 60


- Crossing the Zone 60 degress below Zero
- Love, 14 Valleys for Recovery
- The Blissful state
- White eagle
- Khorasani Formalities
- The General

از قلم است که گامهای بلندش در سراسر گیتی ، روان و جاری می شود گویی جوی ها به هم می پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشکیل دهند و آن محتوا را به همه انسان ها برسانند ، اینها همه مجموعه ای هستند که اهداف و خواسته های بشری را تشکیل می دهند و از تصویر به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می رساند.
به نام خداوند عشق و به نام خودم که جز خودم هیچ کس نیست
سلام دوستان مازیار هستم کمک راهنما یک مسافر
این مطلب را از جایی شروع می کنم که وقتی در سنینی بودم که تازه داشتم با خودم آشنا می شدم و درگیر ظواهر دنیا و هوی و هوس شده بودم و از آنجایی که یاد نگرفته بودم که چگونه از زندگی لذت ببرم و قدر داشته هایم را بدانم و از آنجایی که نمی دانستم زندگی , داشتن دوست داشتنی ها نیست بلکه زندگی , دوست داشتن داشته ها است , همیشه حسرت زندگی دیگران را می خوردم و همچنین از آنجایی که آموزشی در کار نبود که بتوانم از حال طبیعی خود در کنار خانواده و دوستان بصورت سالم لذت ببرم , توسط یکی از دوستان با مواد مخدر آشنا شدم .
در اوایل , مصرف بسیار شیرین و جذاب و لذت بخش بود ولی پس از گذراندن دوران طلائی و پیدا کردن اجبار در مصرف , دیگر طرز تفکر و نگرشم به زندگی و خواسته هایم , رفتار و گفتارم کاملاً تغییر کرد و از آنجایی که کم سن و سال بودم برای بدست آوردن مواد روزگار خانواده را سیاه کرده بودم و دنیایی از ترس , نفرت , حسرت , ناامیدی , خود پسندی , خودبینی و طلب کاری از جامعه و دیگران , توقعات بیجا و بی اساس , قیاس مدام خود با دیگران و نیز نپذیرفتن شرایط زندگی آنطوری که بود تمام وجودم را فرا گرفته بود .
از آنجایی که از این موضوع خسته شده بودم و نیز نمی دانستم که ریشه این عوامل از کجا نشأت گرفته است , به ناامیدی مطلق رسیده بودم ولی با این حال هیچگاه حتی فکر خودکشی هم به ذهنم نیامد.
برای رهایی از شر و ذلت مواد چند ده بار دست به ترک زدم ولی وقتی تفکری در کار نباشد هیچ عملی موفق نخواهد بود. ولی از آنجایی که در آن زمان به این موضوع اعتقاد داشتم که ناامیدی اولِ موفقیت است , زیرا انسان برای رهایی از شرایط دست به هر کاری می زند ( البته در جهت درست ) بالاخره بعد از چند ماه که گذشت توسط یکی از دوستانم با کنگره 60 آشنا شدم و فقط به این خاطر این مکان را انتخاب کردم که گفته می شد درمان بصورت تدریجی اتفاق می افتد.
با وارد شدن به این محیط جدید پس از گذراندن حدوداً دو ماه از سفر تقریباً متوجه اصل داستان شدم. در یکی از وادی ها خواندم که " با حرکت راه نمایان می شود " و در وادی دیگری نوشته شده بود که " صفت گذشته در انسان صادق نیست , چون انسان جاری است " .
آرام آرام با عمل کردن تقریبی به این فرامین و حضور مداوم در جلسات , احساس می کردم که روز به روز به حال بهتری دست پیدا می کنم و از آنجایی که لذت تنها اهرمی است که باعث حرکت انسان به جلو می شود , من هم این لذت را تا حدودی احساس کرده بودم و با هر قدم رو به جلو این احساس پر رنگ تر می شد و همیشه از ابتدا این سوال برایم تکرار می شد که ترک مواد مخدر چه ارتباطی با جهان بینی می تواند داشته باشد؟ و این همه مقاله و جزوه و کتاب برای چه منظوری است ؟ !!!
ولی با حضور مستمر در جلسات به تدریج متوجه شدم که هیچ قانونی و نیز هیچ مطلبی بدون دلیل در آموزش های کنگره وجود ندارد. متوجه شدم بر خلاف اسم بزرگ جهان بینی , این موضوع آنقدر ها بزرگ و پیچیده نیست. درک کردم که جهان بینی میگوید بعد از هر دشواری یک راحتی و آسایش وجود دارد , بعد از هر سر بالایی , یک سراشیبی وجود دارد. برای همین توانستم با مشکلاتی که در هنگام سفر با آنها برخورد می کردم به راحتی و با امید به اینکه حال خوشی در پیش دارم مقابله کنم و آنها را یک سکوی پرتاب ببینم.
در جهان بینی آموختم اگر در مواجهه با یک مشکل تحمل را پیشه کنم بعد از اتمام آن خلاص می شوم ولی ... اگر صبر را پیشه کنم بعد از اتمام آن آرامش پیدا می کنم که با یک دنیا قابل تعویض نیست. یاد گرفتم که کسی را سرزنش نکنم زیرا به جرأت می توانم بگویم که با زبان خودم آینده ای که قرار است بر سر خودم بیاید را بازگو می کنم و این اجتناب ناپذیر است.
فهمیدم که دروغ نگویم تا از عذاب وجدان و ترس از آشکار شدن آن در امان بمانم. دریافتم که اگر به دیگران احترام بگذارم من هم مورد احترام دیگران قرار می گیرم. متوجه شدم رفتار دیگران با من , بازخورد رفتار من با دیگران است. متوجه شدم که من تعیین می کنم که دیگران چگونه با من رفتار کنند. یاد گرفتم که شوخی های بیش از حد و نیز الفاظ ناشایست شخصیت اجتماعی من را زیر سوال می برد. آموختم که قبل از هر حرفی ابتدا چند ثانیه فکر کنم. فهمیدم که بالا بردن نقطه تحمل باعث آرامش بیشتر من می شود.
در کنگره 60 فرا گرفتم که شخصیت دوران قبل از مصرف و نیز شخصیت دوران مصرف مواد مخدر ضعف هایی داشته که باعث شده من به این مسیر کشیده شوم , پس من می بایست شخصیت سومی را برای خود پایه ریزی می کردم که از تجربه گذشته درس گرفته برای آینده طراحی کرده و در حال زندگی کند و در جمعیت احیای انسانی کنگره 60 آموختم که گذشته یاد و خاطره است , آینده امید و آرزو , حال هدیه ای است که خداوند در اختیار من قرار داده , پس باید کاری انجام دهم که فردا حسرت امروز را نخورم. و از آنجایی که کل کائنات و کره زمین و همچنین تمام اعضای بدن من در حال حرکت به سوی تکامل هستند من هم موظف به حرکت و تغییر و تعالی در جهت ارزش ها هستم.
در اینجا یاد گرفتم محبت صرفاً آن چیزی نیست که در میان مردم و جامعه است. گاهی محبت مانند خشونت و قاطعیت پدرانه و گاهی در آغوش گرفتن مادرانه است. و همیشه سعی کردم اگر محبتی می کنم این محبت بلاعوض باشد نه اینکه توقع در پی داشته باشد.
من در این وادی ها آموختم هر انسانی که پا به عرصه وجود می گذارد برای انجام کاری و رسیدن به هدفی آمده و باید نقش خود را در هر جایگاه و پست و مقامی که در جامعه است به درستی ایفا کند که همانا جایگاه رفیع انسانی می باشد.
به این نتیجه رسیدم که با معنوی همیشه بار مادی را در پی دارد ولی بار مادی بار معنوی را در پی نخواهد داشت. متاسفانه در جامعه ما بعضی از اعمال در میان مردم بصورت عرف در آمده و بعضی دیگر از مردم هم بدون تفکر دنباله روی آنها هستند , که من با این آموزش ها فهمیدم که ...
مهم نیست که دیگران چه می گویند و چه رفتاری می کنند , مهم این است که من نوعی راهم و هدفم درست و در راه ارزش ها باشد و نقش خودم را به درستی و با خلوص نیت ایفا کنم و به این نتیجه رسدم که خداوند لیاقت خدمت به انسانهای دیگر را به همه بندگانش نمی دهد و این اعمال و رفتار انسانهاست که این موضوع را مشخص می کند.
" فّر انسانهای بر باد رفته و در زیر خاکستر مدفون شده مانند گنجی
به آنان باز پس داده خواهد شد مشروط بر اینکه آن را طلب کنند "
من روزی فقط برای ترک مواد مخدر به کنگره 60 آمدم , حتی در خواب هم نمی دیدم که با این گام تمام گفتار , کردار , افکار و شخصیت من تا حدی تغییر پیدا کند که حتی آرزوهایم نیز سمت و سوی دیگری به خود بگیرد .
" تفکر و خیال و خواسته های ما آن چیزی نیست که می خواهیم و می بینیم و به آن فکر می کنیم , بلکه آن چیزی است که نمی خواهیم , نمی بینیم و به آن فکر نمی کنیم , زیرا حال برای ما واقعیست ولی حقیقت در جای دیگریست "
شاید یکی از دلایل اعتیاد در آقایان مشکلات جنسی قلمداد گردد و به دلیل عدم آشنایی با درمان این مسئله باعث گردیده که بسیاری نیز در حال مبتلا شدن به این مشکل باشند یا همان مصرف کننده شدن باشند . اگر بدانند که درمان ضعف در سیستم جنسی چگونه است میتواند برای همیشه شاید از اعتیاد و مواد مخدر دور بمانند . ما هم گشتیم یکسری مطالب جمع کردیم و متوجه شدیم گه یکی از مهمترین هورمونهای دخیل در این مسئله تستوسترون است . البته کار این هورمون بسیار مهم و اساسیست و در بسیاری از گروه های اندامی دخیل است ولی همین اندک مطلب هم فکر میکنیم مفید است . شاید بدرد شما هم خورد .
تستوسترون قویترین آندروژن- گروهی از هورمونهای استروییدی که نامشان از کلمه یونانی به معنای «مرد- ساز» گرفته شده- در بدن است. این نام کاملا متناسب است، زیرا آندروژنها مسوول حجیم شدن عضلات، استحکام استخوانها، کلفتشدن صدا و الگوی رشد مویی میشوند که مشخصه مردان است. این هورمون باعث تشدید تولید سلولهای قرمز خون نیز میشود. تستوسترون رشد دستگاه تناسلی را حین بلوغ تحریک میکند و مسوول تولید اسپرم در طول دوران زندگی است. به علاوه این هورمون اثری عمده – هر چند کاملا شناخته نشده- بر رفتار مردان دارد. تستوسترون در احساس انرژی (و پرخاشگری) دخیل است. برای داشتن میل جنسی ضروری است و در ایجاد نعوظ طبیعی و کارکرد جنسی نقش دارد. پس از اینکه تستوسترون در بدن به هورمون دیهیدروتستوسترون مبدل میشود، رشد سلولهای پروستات را تحریک میکند و باعث تحلیل رفتن فولیکولهای مو در مردانی میشود که به صورت ژنتیکی مستعد طاسی مردان هستند.
تستوسترون جلوی سالمندی را میگیرد؟
با افزایش سن مردان، تغییراتی در بدن آنها رخ میدهد. کلسیم بدن کاهش مییابد، توده عضلانی تحلیل میرود و چربی بدن افزایش پیدا میکند. تعداد سلولهای قرمز خون نیز پایین میآید. یک مرد معمولی با افزایش سن انرژیاش کمتر میشود و فعالیت جنسیاش کاهش مییابد و این وقایع هنگامی رخ میدهد که میزان تستوسترون در حال کاهش است. میزان تستوسترون کل در هر سال پس از 40 سالگی یک درصد کاهش مییابد اما تستوسترون قابلدسترس از لحاظ زیستی یعنی شکلی از تستوسترون که تاثیرات هورمون را ایجاد میکند، حدود 2 درصد در سال افت میکند.
با کنار هم گذاشتن این 2 پدیده، کاهش میزان تستوسترون و کاهش تواناییهای مردان، کاملا قابلدرک است که چرا درمان با تستوسترون تا این حد جذابیت دارد. البته باید بدانید که با وجود کاهش تدریجی و آهسته میزان این هورمون با افزایش سن، در اغلب مردان میزان تستوسترون در طول زندگی در دامنه طبیعی باقی میماند. به علاوه گرچه میزان تستوسترون با افزایش سن مردان کاهش پیدا میکند، ثابت نشده که افت میزان این هورمون در مردان اثرات نامطلوب سالمندی ایجاد کند، یا درمان با تستوسترون این تغییرات را رفع خواهد کرد. در نهایت و مهمتر از همه اینکه بسیاری از پزشکان نگران هستند که درمان با تستوسترون ممکن است بیخطر نباشد.
بیخطر بودن درمان با تستوسترون در مردان در سنین بالا موضوعی مورد اختلاف است. احتمال تاثیر درمان با تستوسترون در بیماریهای پروستات، چه بزرگی خوشخیم پروستات و چه سرطان پروستات، هنوز تایید نشده است. سایر عوارض جانبی درمان با تستوسترون شامل پلیسیتمی (افزایش بیش از حد شمار سلولهای قرمز خون)، قطع تنفس حین خواب (که میتواند باعث افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا، حمله قلبی و سکته مغزی شود)، ژنیکوماستی (بزرگ شدن خوشخیم پستان در مردان)، آکنه و بیماری کبدی است.
چه کسانی باید تستوسترون مصرف کنند؟
درمان جایگزینی تستوسترون برای مردانی که دچار کمبود تستوسترون (که میزان تستوسترون خون پایینتر از حد طبیعی است) یا «هیپوگنادیسم» هستند، تایید شده است. علل این بیماری، شامل مختل شدن کار بیضه به علت خطاهای ژنتیکی، اوریون، ضربه شدید، اعتیاد به الکل و شیمیدرمانی و پرتودرمانی برای سرطان است.
در موارد دیگر هیپوگنادیسم ممکن است منشأ مشکل در غده
هیپوفیز در مغز باشد. از جمله علل این رده، تومورها (تقریبا همیشه
خوشخیم)، ضربه سر، جراحی مغز، داروهای گوناگون، برخی اختلالات وراثتی، سوء
تغذیه شدید و بیماریهای مزمن است. تقریبا در همه آقایان مبتلا به
هیپوگنادیسم، میزان تستوسترون کل در خون کمتر از 300 نانوگرم در دسیلیتر و
میزان تستوسترون آزاد زیر 5 نانوگرم در دسیلیتر و میزان تستوسترون در
دسترس از لحاظ زیستی زیر 150 نانوگرم در دسیلیتر است. اما از آنجایی که
میزان این هورمون در طول روز به شدت نوسان میکند اندازهگیری تستوسترون
خون باید در ساعت 7 و 10 صبح انجام شود تا نتایج حاصله بیشترین میزان دقت
را داشته باشد.
مردان مبتلا به هیپوگنادیسم باید درمان جایگزین
با تستوسترون خارجی دریافت کنند. موارد استثنا که نباید هورموندرمانی
انجام شود، شامل مردان مبتلا به سرطان پروستات یا پستان، بالا بودن میزان
آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA) که در خون اندازهگیری میشود، وجود گرهها
یا تودههایی در پروستات یا بزرگی شدید پروستات، بالا بودن تعداد سلولهای
قرمز خون و غلظت خون، قطع تنفس انسدادی حین خواب درماننشده، یا نارسایی
شدید قلبی است.
همچنین تحقیقات اخیر نشان میدهد که مردان سالمند و مردانی که دارای بیماری قلبی- عروقی هستند یا عوامل خطرساز عمده برای بیماری قلبی مانند فشار خون بالا دارند، باید با کمال احتیاط تستوسترون را دریافت کنند.
با وجود مواردی که در بالا ذکر شد، درمان با تستوسترون تنها برای مردان مبتلا به «هیپوگنادیسم» تایید شده است (در آمریکا 250 هزار نفر به این علت تستوسترون دریافت میکنند). اما بر اساس گزارش موسسه پزشکی آمریکا، در سال 2002 تعداد نسخهها برای تجویز داروهای تستوسترونی 75/1 میلیون مورد و هزینهای بالغ بر 400 میلیون دلار داشته و این ارقام در حال افزایش سریع است. اغلب این مردان تستوسترون را برای خواص ادعایی «ضدپیری» آن یا برای درمان اختلال نعوظ (که تاثیر تستوسترون در این مورد بسیار مورد تردید است) مصرف میکنند. حتی اگر مشکلات احتمالی پروستات ناشی از مصرف تستوسترون را در نظر نگیریم، بررسیهای اخیری که نشاندهنده اثر تستوسترون بر بیماریهای قلبی بودهاند، ما را وادار میکند که این موضوع را جدی بگیریم. بسیاری از کارشناسان معتقدند دریافت تستوسترون باید به مردانی محدود شود که دچار هیپوگنادیسم هستند یا آنهایی که حین انجام یک آزمایش بالینی تستوسترون دریافت میکنند و به دقت تحتنظر هستند.
علائم کمبود تستوسترون چیست؟
1)علائم به شدت بیانگر کمبود تستوسترون:
• کاهش میل و فعالیت جنسی
• کاهش نعوظهای خودبهخودی
• کوچک شدن بیضهها یا بیضههای بسیار کوچک
• کاهش موی صورت و بدن
• پوکی استخوان، شکستگی با ضربه خفیف، کاهش قد
• بزرگی یا حساسیت پستان
• گرگرفتگی و تعریق شبانه
• ناباروری
2)علائم کمتر اختصاصی:
• کاهش توده یا قدرت عضلانی
• کاهش انرژی، خستگی و خوابآلودگی
• افزایش چربی بدن
• افسردگی
• اختلال تمرکز و حافظه
• اختلال خواب یا افزایش خوابآلودگی
• کمخونی
• کاهش قدرت و کارکرد جسمی.

سلام دوستان سیامک هستم یک مسافر
زمانی که یک مصرف کننده بودم , همیشه فکر می کردم که چه عواملی باعث شد تا یک مصرف کننده شوم . در زمان مصرف همیشه انگشت اتهام به طرف همه اطرافیان خودم می گرفتم الا خودم .
اصلاً برایم قابل قبول نبود که خودم را حداقل در چند مورد جزئی خطاکار بدانم. خوب نتیجه این بود که هیچ وقت به یک استدلال درست و منطقی نمی رسیدم و همیشه خودم را با این دیدگاه در ذهنم مجاب می کردم که تو تقصیری نداری. این دیگران بودند که باعث این عمل شدند.
من اولین باری که مواد مصرف کردم , بیست ساله بودم . اعتیاد من با کشیدن حشیش شروع شد. دفعه اول از شدت لذت , کلی ذوق کردم. تو زندگی چیزی کم نداشتم , خانواده خوب , یک زندگی مرفه. فکر می کردم با داشتن این شرایط هیچ وقت به چیزی اعتیاد پیدا نمی کنم .
ادامه مطلب

افسوس که عمری پی اغیاردویدیم از خویش بماندیم و به مقصدنرسیدیم
این که من چقدر , چندسال , چطور , چه کردم , چی شد , چرا ... مهم نیست , مهم اینه که سلام دوستان من مهدی هستم یک مسافر .
ما همگی گذشته سخت تاریک و تلخ و تجربه ای گران را باجان خود خریدییم ولی این مهم نیست , مهم این است که قرار است چه کار کنیم و بدانیم مقصدمان کجاست و یادمون نره از کجا راه افتادیم.
خیلی تند نرویم , همچین یواش هم نرویم و ازتجربه ها استفاده کنیم و به کاری که میکنیم ایمان داشته باشیم.
دوش وقت سحراز قصه نجاتم دادند و اندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
آری خداوند فرصتی دوباره داد.
پس از این فرصت بهترین استفاده را ببریم , یاد بگیریم که گوش کنیم و عمل کنیم و بدانیم گفته های کنگره عین خوبی و خوب بودن است. یعنی تمام گفته های خدا در انجیل و طورات و زبور داود و قرآن محمد .
یک عمر بدی کردی ودیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی
چیز زیادی نگفتم اما همین ها را هم من نگفتم .
با تشکر
مهدی

هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه حق را به تمامى در اختيار دارد و ديگرى كاملاً از آن بى بهره است. هر فرد و هر جامعه اى كه به اين اصل فلسفى معتقد باشد، به اصل مترقى نقد پايبند است.
اگر ما نقدهاى ديگران را برنتابيم، بايد مطمئن باشيم كه خودمان از پويايى لازم برخوردار نخواهيم شد و اگر در جامعه اى برنتابيدن نقد ديگران تبديل به فرهنگ آن جامعه شده باشد، آن جامعه كارش به تحجر و پسرفت مى كشد.
مواردي از نداشتن فرهنگ نقد خودش را در روابط بين اعضاي خانواده نشان مي دهد. در بسياري از خانواده ها، افراد به جاي اين که با هم صحبت کنند و انتقادات خود را نسبت به هم مطرح کنند، سعي مي کنند با خشم يا تظاهر به خشم حرف اول و آخر را بزنند. به اين ترتيب آن ها نمي توانند مشکلات شان را به صورت ريشه اي حل کنند.
چه بسا مشکل از خودشان است ولي چون فرهنگ نقد ندارند و اجازه انتقاد هم به طرف مقابل نمي دهند و يا حاضر نيستند انتقادي را قبول کنند، هيچ گاه متوجه اشتباهات و اشکالات کار خود نمي شوند.
نداشتن فرهنگ نقد تنها به خانواده ها و روابط بين اعضاي خانواده ختم نمي شود. بلکه وارد سطح کلان تر هم مي شود و در روابط کاري بين کارمندان و مديران و يا بين ارباب رجوع و کارکنان و مديران مي شود. مديرى كه نقدناپذير است، مى تواند نتيجه تلاش كاركنانش را خنثى كند.
در يكى از نشريات مطلبی از يك كارشناس میخواندم که ایشان نظرش اینگونه بیان شده بود که علم مديريت به كاركنان توصيه مى كند كه در صورتى كه مديرشان خودش را برتر و عاقل تر از ديگران مى داند، به خواسته ها و نظرات ديگران توجه نمى كند و مى كوشد وضع موجود را حفظ كند، بهتر است شغل خود را تغيير دهند.
فقدان روحيه نقدپذيرى در جامعه ما و در پى آن در مديران ما موضوعى تاريخى است. در طول تاريخ ايران، مديران خود را ملزم به پاسخگويى نمى دانسته اند و تنها مدت اندكى است كه بحث لزوم پاسخگويى مديران مطرح شده است و این بسیار خوب و امید بخش است و البته تا زمانى كه اين بحث نهادينه شود، مدير خدای نا کرده تصور نكند كه اگر نقد كسى را بپذيرد، درحق او بزرگوارى كرده.
البته ما مدیر نیستم ! در حالى كه اين وظيفه مدير است كه نقد منصفانه را بپذيرد. وامید است که بتوانیم دوشادوش هم کاستی های مان رابر طرف نماییم .
و از شما این را خواهانم که در این وبلاک اگر کاستی و یا پیشنهادی برای بهتر شدن آن دارید با ما در میان بگزارید و این را بدانید که ما خوشحال خواهیم شد .
با تشکر از تمامی شما که وقت صرف کردید و این مطلب را خواندید .

ما انسان ها اسم آنچه را که حس می کنیم طبیعت یا فیزیک و اسم چیزهایی که حس نمی کنیم ماوراء الطبیعت یا متا فیزیک گذاشتیم و مرز بین اینها فقط حواس پنجگانه درونی است.
در جهان امروز مخصوصا ً اروپا توده ی کثیری از انسان ها هستند که خداوند را قبول ندارند و اصلا حاضر نیستند به حرفهایی که ما می زنیم گوش کنند و اعتقادشان به این است که انسان های جاهل و نادان خداوند را قبول دارند و ما باید جوری صحبت کنیم و مطالب را بیرون بدهیم که این آدم ها حاضر به شنیدنش باشند و به نظرشان منطقی و عقلانی بیاید .

این سوال عجیب و تکان دهنده کی چی ، فقط مربوط به درمان اعتیاد نیست ، برای تمام زندگی ماست ، برای تمام کارهایی که انجام می دهیم و یا انجام نمی دهیم ، ممکن است سفر اول باشیم و یا سفر دوم.
با تعمق چند لحظه ای بر روی سوال کوتاه که چی و یا برای چی ، متوجه می شویم که این عبارت سوالی کوتاه ، ضمن سادگی و مختصر بودن ، شاید بزرگترین سوال زندگی هر انسانی است که به شکل روزمره و در لحظه لحظه زندگی انسان مطرح می شود . قدر مسلم این سوال دلیل انجام کارها را از ما می پرسد ، ابتدا در جزئیات و سپس در کلیات . این سوال ، هم مسائل بسیار جزئی و پیش پا افتاده زندگی روزمره ما را در بر می گیرد و هم کلیات زندگی ما و حتی کلیات هستی و کائنات . معمولا سوال که چی و برای چی را ما در خصوص هر موضوعی می توانیم مطرح می کنیم .
برای دسترسی به متن کامل اینجا را کلیک کنید .

بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم !
DST مخفف Dezhakam Step Time و یک متد علمی و کارامد در زمینه درمان بیماری اعتیاد به مواد نارکوتیک و الکل و روانگردان ها می باشد .
برای آشنایی بیشتر اینجا را کلیک کنید
منبع : مقالات جمعیت احیای انسانی کنگره 60

آداب معاشرت و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی
برای دسترسی به متن کامل مقاله روی لینک کلیک کنید .
منبع : كنگره 60


همراه سختی ها همیشه آسانی ها و همراه رنج ها ، شادی ها وجود دارد و این بستگی به زاویه نگاه و تفکر ما دارد .......
مهندس دژاکام

در قالب مسئله زمان است که آموزش های جهان بینی را پشت سر می گذاریم ، می آموزیم و عمل می کنیم و از جهان بینی مخرب و افیونی زمان اعتیاد خارج می شویم
دستور جلسه این هفته : وادی دوازدهم ، در آخر امر ، امر اول اجرا می شود .
همانگونه که در دستور جلسات قبلی نیز عنوان شد ، 14 وادی کنگره 60 نقش بسیار عظیمی در تغییر نگرش وجهان بینی ما به عهده دارند. یادگیری وادی ها و عمل به آنها ما را در مسیر جریان زندگی سالم ، با کمترین اسطکاک به پیش می برد . 14 وادی یا قانون یا راه که برگرفته از کلام الله شریف می باشند باعث می شوند ما بهترین و سالم ترین نگرش را به هستی و خودمان و چگونگی زندگی و سیر در مراحل مختلف حیات را داشته باشیم . تا کنون 11 وادی را پشت سر گذاشته ایم و این هفته نوبت وادی دوازدهم است . .
وادی دوازدهم به ما می گوید در آخر امر ، امر اول اجرا می شود . از این وادی اینگونه برداشت می شود که امر اول یا نیت اولیه ما یا خواست اولیه ما یا تصویر ذهنی اولیه ما که می خواهیم برای رسیدن به آن حرکت کنیم ، در آخر امر بدست می آید ، یعنی بعد از اینکه حرکت کردیم و مراحل مختلف رسیدن به هدف و آیتم ها و پارامتر های متعدد نیازمند برای رسیدن به هدف را در عمل گذراندیم .
مثلا اگر امر اول ما یا خواست اولیه یا نیت ما برداشت گندم باشد ، این مسئله ، یعنی گندم ، کی به دست ما می رسد ؟ زمانیکه حرکت کنیم ، زمین را آماده کنیم ، گندم را بکاریم و بعد در ادامه ، آبیاری و مراقبت کنیم و پس از گذشت حدود 8 ماه گندم ها می رسند و باید آن ها را درو کنیم و در آخر امر به گندم می رسیم و صاحب گندم خواهیم بود . صاحب گندم بودن یا گندم داشتن یا به عبارتی امر اول ما در آخر امر بدست آمد . این مسئله یک قانون کلی است که در تمامی سطوح زندگی ما و هستی حکم فرماست .
در فیزیک ، در شیمی ، در این بعد و در ابعاد دیگر ، همه جا این قانون کاربرد دارد و اگر آن را یاد بگیریم و به کاربرد آن توجه داشته باشیم در تمامی مراحل حیات به کارمان خواهد آمد .
و اما مسئله خودمان ، یعنی اعتیاد و درمان آن .
ببینیم کاربرد این قانون برای درمان اعتیاد چیست ؟ حتما متوجه شده اید . اگر ما بخواهیم اعتیادمان را درمان کنیم یا به عبارتی امر اول ما یا خواست اولیه یا نیت اولیه یا تصویر ذهنی ما رسیدن به نقطه ای باشد که در آن نقطه یا در آن روز مواد مصرف نکنیم ، اعتیاد نداشته باشیم و مثل انسان های سالم با چهره و تفکر و رفتار سالم به زندگیمان ادامه دهیم ، باید بدانیم که این خواست بلافاصله محقق نمی شود ، اگر می خواهیم اعتیادمان را درمان کنیم این مسئله یک شبه و الساعه اتفاق نمی افتد .
می گویند خداوند باری تعالی دارای قدرتی است که به آن کن فیکون گفته می شود ، یعنی هر چیزی را بخواهد خلق می کند ، درجا خلق می کند ، البته آن خلق هم مراحل خاص خود را دارد ، اما در قالب ذهنی ما انسان ها آن خلق ، الساعه است یعنی بلافاصله اتفاق می افتد . انسان نیز در ذهن خود چنین قدرتی را دارد . یعنی ما هم در ذهنمان می توانیم هر چیزی را الساعه خلق کنیم . همین الان شما می توانید یک اتومبیل پرنده را در ذهنتان خلق کنید در حالی که سوار آن هستید و برفراز شهردر حال پروازید. خلق این تصویر در ذهن بلافاصله امکان پذیر است اما در عالم بیرون چی ؟ خیر در عالم بیرون چنین چیزی امکان پذیر نیست ، حداقل فعلا نیست .
یک مثال دیگر ، اگر الان شما میل داشته باشد که برای ناهار یا شام خورشت قورمه سبزی میل کنید ، می توانید همین الان تصویر ذهنی آن را خلق کنید ، اما اگر بخواهید آن را در عالم بیرون و به صورت واقعی داشته باشید باید حرکت کنید ، مواد اولیه آن را اگر ندارید تهیه کنید و مشغول آشپزی شوید و بعد از یکی دو ساعت قورمه سبزی شما آماده خواهد بود ، به عبارتی خواست اولیه شما یا امر اول شما در آخر امر بدست می آید .
معمولا ما این قانون را در بسیاری از موارد رعایت می کنیم . اگر بخواهیم یک خانه یا یک ساختمان چند واحدی بسازیم ، می دانیم که مثلاً چند ماه یا یک سال طول می کشد و توقع نداریم که یک شبه یا یک هفته ای آماده شود ، اما به اعتیاد و درمان آن که می رسیم ، همین امروز می خواهیم موادمان را قطع کنیم و بلافاصله حالمان خوب شود .
بر اساس این قانون یا وادی دوازدهم ، باید بگوییم که خیر چنین چیزی امکان پذیر نیست . اگر درمان اعتیاد و رسیدن به درمان و تعادل ، امر اول ما باشد، این امر در آخر امر بدست می آید . ببینیم امری که در جمله" آخر امر " به آن اشاره می شود چیست ؟
این امر یعنی اینکه شما باید بدانید که بر اساس پروتکل DST درمان اعتیاد یا صورت مسئله اعتیاد ، بیماری اعتیاد سه وجه یا مولفه دارد و یا یک مثلث دارد با اضلاع جسم ، روان و جهان بینی ، بیماری اعتیاد روی این سه بخش اثر مخرب گذاشته و آن ها را از تعادل خارج کرده است . درمان اعتیاد یا امر اول شما زمانی محقق می شود که اضلاع این مثلث به تعادل و سلامتی برسند .
موضوع بعدی اینکه باید بپذیریم درمان اعتیاد یا به تعادل رساندن اضلاع این مثلث حداقل 10 ماه زمان می خواهد . بدون در نظر گرفتن مسئله زمان ، برنامه ریزی ما به قول معروف (2 ریال ) هم ارزش نخواهد داشت . مسئله زمان بسیار مهم است . در قالب مسئله زمان است که عملیات تیپرینگ یا کاهش تدریجی و پله ای داروی ما یعنی اپیوم یا OT ( اپیوم تینکچر ) امکان پذیر خواهد بود و جسم و فیزیولوژی ما وسیستم تولید کننده مواد شبه افیونی ما ( سیستم ایکس ) را راه اندازی می شود. در قالب مسئله زمان است که آموزش های جهان بینی را پشت سر می گذاریم ، می آموزیم و عمل می کنیم و از جهان بینی مخرب و افیونی زمان اعتیاد خارج می شویم و بالاخره در قالب مسئله زمان است که روان ما یعنی مجموعه صور پنهان که تجلی آن، درچگونگی رفتار ما ، خود را به نمایش می گذارد ، در کنار جسم و جهان بینی به تعادل می رسد و از سلامت و تعادل کامل برخوردار خواهد بود .
بنابراین امری که در جمله " آخر امر " به آن اشاره می شود ، یعنی مجموعه حرکت های ما در درمان اعتیاد که حداقل 10 ماه زمان می برد . بعد از انجام صحیح این حرکت ها و انجام موفقیت آمیز سفر اول و بازسازی شهر وجودی یعنی جسم ، روان و جهان بینی ، روزی فرا می رسد که فرمان برای رهایی و آزادی صادر می شود . این فرمان به این راحتی ها صادر نمی شود ، از هفت خان رستم ، بایستی گذشته باشیم تا به این روز برسیم ، البته منظورمان ایجاد ترس و وحشت نیست ، بلکه کنایه از سختی و عظمت درمان اعتیاد است که البته در صورت انجام درست دستورات راهنما در طول دوره درمان ، این سختی نه تنها سخت و تلخ نیست بلکه بسیار سهل و شیرین نیز می شود . به هر حال در آخر امر ،آن روز فرا می رسد . روز رهایی و آزادی ، روزی که راهنمای ما ، ما را به شعبه آکادمی تهران می برد و در آنجا بعد از تکمیل فرم صدور فرمان قطع مصرف و اعلام رهایی ، مبتکر روش درمان تدریجی اعتیاد و طراح پروتکل دی اس تی ( جناب مهندس دژاکام ) ما را از نزدیک می بیند و اگر به شرایط مطلوب رسیده باشیم ، می گوید : مبارک است. .
کاش می دانستیم که این جمله مبارک است ، چقدر مبارک است ، رهایی از اعتیاد ، رهایی از اهریمن و شیطان ، حقیقتاً مبارک است . شاید مبارک ترین روز زندگیمان باشد .
اما کی به اینجا می رسیم ؟ در آخر امر، .
در آخر امر، امر اول اجرا می شود
به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم ، برای درک هرچه بهتر این وادی ، متن کامل وادی دوازدهم ، نوشته مهندس حسین دژاکام ، پایه گذار و موسس کنگره 60 را مطالعه فرمایید . .
با احترام ،
مسافر ، علی خدامی
منبع : جمعیت احیای انسانی کنگره 60


